خرید بک لینک

..

هم قد چنارکوچکی بودم که ...

هم سایه ی سار کوچکی بودم که...

اما نه گلی به شاخه دادم نه بری

ای کاج انار کوچکی بودم که ...

.





جلیل صفر بیگی


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08

میخواهم هارد بخرم و فیلم های لپ تاپ را تویش بریزم،

اما هر چه فکر میکنم میبینم نمیتوانم...

پایم تا دم مغازه اش میرود و بعد از آن دیگر نمیکشد
.

.

.

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08




نگرانم که به تو
هدیه کنم شعرم را
وتو آن را به کسی....
واااای ولش کن اصلا...






برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08

قبل تر ها که یک وبلاگ را با نوشته های مخاطب خاص دار! یا جملات فرضا" مفهومی میخواندم با خودم میگفتم، وای چقدر باحال، چقدر باکلاس!!
بعدها فهمیدم که گاهی برای ساطع شدن یک پاراگراف سه خطی نویسنده میتواند چه زجری متحمل شده باشد...


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


شب هنگام، لحظه فرارسیدن دردهای لعنتی است، در طرح ها و رنگ های گوناگون...
همان سر شب کپه مرگ گذاشت به، که دست به یقه شدن با اوهام و خاطرات نابه هنگام...


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


دائما" تصویر حیاط جمکران، مخصوصا" رنگ سنگ های تراس های سمت چپی جلو چشمم است..
بس که بهشان چسبیدم و از نزدیک زمزمه شان کردم،

توی عکس های آن روز ده سال پیرتر نشان میدهم.


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


...
آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت
ماندم چرا اجازه ی آتشفشان نداد

با ما چه کرد عشق که صد بار قلبمان
تا پای مرگ رفت ولی باز جان نداد

بر کام بازمانده ی رندان تشنه لب
دستان مرگ جز قدحی شوکران نداد

...


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08

یک ایده مبهم گم شده میان دو خط طریقرودی گذشته از میان ابروان تو و من غریق مهلت بده به قایق چشمت که تا دستگیری امسیری کــنــم خلیل وار درون شط حــریق گفتند که با یاد تو آتش گلستان استدیری است که آتشم زده این گل ستان دریغ یارای این تن نحیف آهن سرخ عقیل نیستمیکوبی ام به کوره و سندان و پتک بی دریغ من با تو حرفی از دشمنی نداشتم!این گر جزای دوستان است، وای به حال رفیق..

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


شقایق وحشی لاله واژگون شد ز عشق
کوچک جوانه ی عشق من اما نهال نداد....



برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


یه روزی میام زیارت شما
یا شما قدم رنجه میکنید..



برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت: 3:08


به دریا میزنم آخر شبانگاهی..

به دور از ذره ای باور

به دور از هر چه آگاهی



مرا وقتی نمیخواهی


کجا لنگر

کجا ساحل

کجا قایق

کجا صید و کجا ماهی... ؟




برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 21:33

رود ها را "که" طی کرد؟ کوه را که پیمود؟! در آخرین خط تلاقی افق و دریا کدامین نگاه همچون دو جام "می" بود؟ کجا شرافت برگ به پای غنچه های سرخ نثار شد ؟ و شاخه های بید اسیر نوازش یک جوجه سار شد... رود ها را که طی کرد؟ کوه را که پیمود... و دیدگانمان از کدام حس محبت پر بود؟ که چنین آسوده خفته ایم به با

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1396 ساعت: 21:17


پیام میدهد که یکی از بچه های خوابگاه توی اتاقش ایست قلبی کرده و دیگر بین ما نیست...

و خواهر فاطمه هم سرطان خون گرفته و پزشک ها قطع امید کردند...

مات، زل میزنم به صفحه..

آنقدر نگاه میکنم تا جلوی چشمانم تار میشود..

همین چند هفته پیش بود که با فاطمه توی اتاق نشسته بودیم و میگفتیم و میخندیدیم..


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1396 ساعت: 12:33


این ذره ذره مردن است،


یا

زنده شدن؟!...

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20

میگویند شرط دعا اینست که به اجابت باور داشته باشی حالا سوال اینجاست، که اگر به اجابت باور داشته باشی چه نیازی به دعا کردن هست؟ و یا اگر باور به اجابت داشته باشی، وقتی که اجابت نمیشود تکلیف این باور چیست؟ عده ایی پاسخ میدهند که استجابت دعا به معنی برآورده شدن خواسته ی درونی نیست، بلکه شنیدن شده ص

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20



کسی در کتاب دینی سوم دبیرستان گفته بود که هر آنچه که به آن علاقه داشته باشید مثل پتک توی سرتان میخورد؟


انصافا" نگفته بود...


هر چه که بود گل و بلبل و خدا دوستتان دارد و کافی است رویتان را برگردانید و اگر شوق او را به خودتان میدانستید بند بند استخوان هایتان از هم میگسست!


خب انگار تعریف ما از دوست داشتن با تعریف خدا یک مقذاری فرق داشته!


البته قسمت گسستن بند بند استخوان رد خورد ندارد...!



برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20


زد پس کله مان و در عنفوان جوانی توبه کردیم از شیوه رایج زندگی،

از آن موقع تا الان هی داریم توبه میکنیم از غلطی که کرده ایم...

.

.

همچون موشی که بین تله موش و گربه لاجرم باید یکی را انتخاب کند..


...

حقیقت اینست که ما در اختیار خود هم مجبوریم و انتخاب نام اختیار اصلا" واژه ی مناسبی نبود.

باید انتخاب کنی که یا بدبخت شوی و یا با بدبختی تمام خوشبخت!

so pretty

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20


شاید گیر کار اینجاست که زیاد به حرف اطرافیانمان گوش میدهیم..

هر کس بر ظن و تجربه خود سخن میگوید و این انکسار در تفکر است که هر اندیشه ایی ار بدهیم دیگران بپزند و به خوردمان بدهند.

و ما دائم یادمان میرود که تقلید در فروع است و نه در اصول...

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20

مبارزه کردن با جماعت حزب اللهی و بسیج و قس علی هذا از مبارزه با ساواک، موساد KGB، MI6 بدتر و خطرناک تر است... چون وجه عظیمی از آن مبارزه با صورتک هایی از خودت، خودت و باورهای غلط خودت است که حتی خوابش را هم نمیبینی که غلط باشند. همین دست برداشتن از رمانتیک بازی های خواهر و برادری خودش دست کم چهل

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20

باران...نه...امشب دلم مهتاب می خواهد باران را یک آدم بی تاب می خواهد باور بکن این روزها حس نوشتن نیست توصیف ابروهای تو اعصاب می خواهد من با چه رویی رود باشم نازنین وقتی نیلوفر چشمت مرا مرداب می خواهد من آبهای شهر را گل می کنم ـ امروز دنیای شعر و شاعری سهراب می خواهد دیگر چه فرقی می کند

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20


آمریکا از اون سر دنیا تشریف میاره و به یک کشور حمله موشکی میکنه.

و من به این فکر میکنم که اگه این کار رو ایران انجام داده بود چه اتفاقاتی پشتبندش رخ میداد؟

مثلا" مریم رجوی ممکن بود داد بزنه که در راستای اعتراض به نقض حقوق بشر، بریزید تو خیابون ها...



برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20

خیلی از ما در زندگی روزمره ، گاها" دچار مشکلات و کج فهمی هایی میشیم، گاها" بین دعا کردن، نماز خوندن، تلاوت قرآن، هیئت رفتن یا کمک به مستمندان میمونیم که کدوم بهتره و برای تعالی روح اثر گذارتر! گاهی با وجود تلاش زیاد در عرصه عبادت فردی و اجتماعی احساس میکنیم کارمون لنگ میزنه و از خودمون راضی نیستیم.

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:20


.

به کجا برم سری را ..

که نکرده ام فدایت...

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 16:26

بعد از یک مدت تنهایی بعد از اینکه بدن معتادت که درگیر گذشته و رابطه بوده است پاک می شود و آرام آرام تنهایی را باور می کنی و صبح خروس خوان که بیدار می شوی یاد میگیری گوشی موبایلت را به انتظار یک صبح بخیر نگاه نکنی و شب هم یادت برود اصلا موبایل را بگذاری بالای سرت و منتظر شب بخیر دیگری نباشی.کم

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 16:26

دوست دارم پیانو یاد بگیرم و بنوازم، دوست دارم اسب سواری کنم.. دوست دارم همان ویلون قهوه ای سوخته را بخرم و بین گردن و چانه ام نگه دارم و تا قیام قیامت آرشه را بلغزانم.. دوست دارم حوزه بروم و بعد از ظهر ها کنار یک حوض پر از آب، زیر سایه درخت توت درس بخوانم... دوست دارم کتاب هایم را تمام کنم و کلی کت

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 16:26




خسته شدم شازده،

حس های بدی به سراغم می آید..

غم و ناراحتی تنها گوشه ایی از آن است..

نمیدانم قرار است چه بشود و از آنچه قرار است بشود میترسم!

خواب های عجیبی میبینم...

دیشب خواب دیدم که با وسیله ایی آینده را بررسی میکردم، که ببینم چه میشود و هی یادم میرفت و نمیشد.

دلم میخواست یک آدم بیرحم و خودخواه بودم و بیخیال همه چیز میشدم. نمیدانم چرا نمیتوانم؟؟؟

کاش دوست بودیم! رفیق! همجنس...

الان میفهمم چه میگفتی شازده! الان میفهمم..

.


برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 12:56



باید رمان بخوانم، یک رمان با عمق زیاد،

نه باید متون پیچیده ی یک کتاب عرفانی را بخوانم...

باید نماز بخوانم، نماز های سنگین و طولانی...

باید این پوسته را بشکنم و به لایه بعدی نفوذ کنم،

جایم اینجا تنگ است و دارم خفه میشوم..

مانده ام که خدا سرنوشت مرا چه نوشته و میخواهد برایم چه رقم بزند که اینگونه در تب و تابم! چیزی نمانده که از دعاها و خواسته های معنوی ام برگردم و بگویم غلط کردم..به من هم یک زندگی معمولی بده!

نمیدانم...




برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 12:56


حرف منت نیست اما صد برابر پس گرفت

گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود



برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 12:56

الهی به مستان میخانهات بعقل آفرینان دیوانهات به دردی کش لجهٔ کبریا که آمد به شأنش فرود انّما به درّی که عرش است او را صدف به ساقی کوثر، به شاه نجف به نور دل صبح خیزان عشق ز شادی به انده گریزان عشق به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل به اندهپرستان بی

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 12:56

صفحه بندی